تبلیغات
خداحافظی طولانی - به کام عاشقای بی‌مزار ...

امروز:

به کام عاشقای بی‌مزار ...

دوستی داشتم که مدتی شبیه جوکر (بتمن- کریستوفر نولان) راه می‌رفت. یه مدت بعد شبیه جک اسپارو (دزدان دریایی کارائیب - گور وربینسکی) راه رفت. بعد از اونا شبیه آرتور و فرانز و حتا اودیل (گروه از هم جدا - گدار) راه می‌رفت. بعدش هم چند شخصیت دیگه اضافه شد آخرش هم همشو باهم قاطی کرد و راه رفتن براش خیلی سخت‌ شد.

این روزا من هم این‌جوری شدم. اوایل مثل چارلی کولر (به پیانیست شلیک کنید- فرانسوا تروفو) یه مدت شبیه راکی (راکی- جان جی اویلدسن) راه می رفتم. بعدش شبیه فردی (مرشد- پل تانس اندرسون) راه رفتم. بعدش این دایره اون قدر گسترده تر شد که دیگه راه رفتن خودم یادم رفت.

این روزا خیلی دارم در این مورد فکر می‌کنم. پیدا کردن یه زبان سینمایی مختص خودت و شهر محل زندگیت خیلی سخته. برای خودم که یه جورایی تغییرات خلقی زیادی تجربه می‌کنم، این شهر گاهی خیلی کنده (دور- نوری بیلگه جیلان), گاهی تنده (فایت کلاب- دیوید فینچر), گاهی سرد و نفوذ ناپذیره (بلید رانر- ریدلی اسکات). تو ذهنم گاهی چیزایی خاص شکل می‌بنده (او-اسپایک جونز و درخشش ابدی ذهنی بی آلایش- میشل گوندری) ولی شهر ما تا این اندازه رمانتیک نیست و نمیشه صحنه‌هایی مثل صحنه‌ای که واکین فینیکس تو فیلم او عکس می‌اندازه (با موسیقی بی‌نظیر آرکید فایر) یا صحنه‌ای که جول و کلمنتاین روی یخ ها دراز کشیدند رو درآورد.

فیلم‌ها ( و موسیقی ها، خوشبختانه) هر قسمتی از وجودم رو پر کردند و به جای زبان دارم با تصاویر صداها فکر می‌کنم. به هر حال وقتی فیلم‌های عجیب غریبم رو ساختم به جای فکر و منطق، توش پر خواهد بود از تاریخ‌های سینما (گدار) و بازنمود اون‌ها از فیلتر ذهنم.

پی نوشت۱: خیلی صحنه‌های دیگه هم حتمن خواهند بود. از عشق با حیای آقای چو به خانم سو و دوربین خجالتی وونگ کار وای (در حال و هوای عشق) تا نمای آخر هیچکاک از صورت نورمن بیتز (روانی) تا دری که دوربین فورد (که وسترن می‌سازه), عمو ایتن رو نشون می‌ده (جویندگان) و البته سکانسی که بنی سر آلفردو گارسیا رو میاره و ال خفه رو می‌کشه (سر آلفردو گارسیا را بیارم بیاورید).

پی نوشت ۲: صحنه‌ی چرخش آسیاب بادی روزی روزگاری غرب- سرجو لئونه و جایی برای پیرمردها نیست- برادران کوئن) هم یادم رفت ولی حتمن یه لانگ شات خوشگل ازش کنار گذاشتم.


نوشته شده در : یکشنبه 22 بهمن 1396  توسط : سامان .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر