تبلیغات
خداحافظی طولانی - Bülbüle gam düşende*

امروز:

Bülbüle gam düşende*

دو روزه پشت سر هم توی خونه نشستم و هی دارم "bu gala dasli gala" گوش می دم. آخه یه ترانه چقدر میتونه زیبا باشه؟؟! تو این ترانه همه چیز تو اوجه: از شعر و موسیقی بگیر تا صدای خسته ی احمد کایا و البته یه تنظیم بی نظیر. باید 1 روز گوش کنی تا فقط از صدای کایا رد بشی و برسی به شعر و موسیقی زیباش و به نظرم یکی از جاودانه های موسیقی حتا جهان.
من خیلی موسیقی دوست دارم ولی هیچ وقت نتونستم ادامه بدم و یاد بگیرم و اونم به خاطر طبع "زود خسته شونده" ی منه و این تو قضیه ای مثل موسیقی که به تمرین مداوم نیاز داره امکان پذیر نیست. با این که عاشق گوش دادن هستم ولی فکر نکنم بتونم هیچ وقت موسیقی دان بشم. چون موسیقی هم مثل شعر احساسات ویژه ای می طلبه که اولن باید اونا تو وجودت باشه!
خیلی وقت ها دوس داشتم یه خواننده ی خیابونی باشم و یا یه خواننده توی کافی شاپ مثل کشورهای اون ور آب و چیزایی رو بخونم که دوس دارم و ازش لذت ببرم, یه هیپی امروزی! دلم نمی خواد یه مهندس در پیت باشم که همیشه در حال وانمود کردنه. اصلن از این تیپ های در حال پیشرفت متنفرم. وقتی هر روز این همه آدم دارن تو همه جا قلع و قمع می شن تو بوق و کرنا کردن هر چیز کوچکی جه اهمیتی داره؟عکس "من و ناهار امروزم یهویی" تو اینستاگرام چه اهمیتی داره؟ همه همیشه در حال وانمود کردن هستن. چطور میشه به ته ته زندگی کردن رسید؟؟ دستتو بگذاری تو جیبتو و قدم زنان فریاد بزنی:
Kızıl gül olmayaydı
Sararıp solmayaydı
Bir ayrılık bir ölüm
Heç biri olmayaydı
(اصلن معلومه که پدر شاعر از آیریلیق (جدایی) و الوم (مرگ) در اومده که دعا می کنه هیچکدوم وجود نداشته باشن و حتا به اون جایی می رسه که میگه ای کاش گل سرخ هم وجود نداشت! -چه فایده وقتی قراره پژمرده بشه؟- وای خدای من! به آهنگ دو کلمه "سارارب سولمایایدی" دقت کنید. دیگه چه طوری میشه شاهکار آفرید؟؟)
بدون این که به کسی یا چیزی نیاز داشته باشی با ترک کردن قالب های همیشگی زندگی. زندگی ای که توش به خودمون و احساساتمون بیش تر از عکس های اینستاگراممون اهمیت بدیم. به خدا دیگه گندش در اومده!
بعضی وقت ها فکر می کنم زندگی همه مون مثل "ماتریکس" شده. گیر افتادیم و فکر می کنیم آزادیم و انتخاب می کنیم. تازه هر روز بهتر از دیروز!  دیگه هیچ کس از رو غریزه زندگی نمی کنه. همه چیز به طرز عذاب آوری مسخره و غیر واقعی شده . چه طوری میشه از این هزار تو که هر لحظه یه جوری میخواد آدم رو اغوا کنه فرار کرد؟؟!!

*تیتر اشاره به قسمتی از ترانه ی بالا : "وقتی دل بلبل غمین می شود"


نوشته شده در : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394  توسط : سامان .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر