تبلیغات
خداحافظی طولانی - شهریار غزلم خواند غزالی وحشی...

امروز:

شهریار غزلم خواند غزالی وحشی...

یه مدت هی به این فکر می کردم که شعرای شهریار شعرای حافظ اند که امروزی تر شده اند.
ولی بعد از خوندن این غزل یه چیز دیگه تو شهریار پیدا کردم چیزی که تو حافظ نیست. غم و نوستالژی بی نظیری که تو شعرای شهریاره باعث میشه وقتی که غمگین هستی خیلی بیش تر از حافظ ازش لذت ببری.

 

زین همرهان همراز من تنها تویی ، تنها بیا

باشد که در کام صدف گوهر شوی ، یکتا بیا

 

یارب که از دریادلی خود گوهر یکتا شوی

ای اشک چشم آسمان در دامن دریا بیا

 

ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس

ای در تکاپوی طلب ، گم کرده ره ، با ما بیا

 

ای ماه کنعانی تو را یاران به چاه افکنده اند

در رشته ی پیوند ما چنگی زن و بالا بیا

 

مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتی

بار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا

 

شرط هواداریّ ما شیدایی و شوریدگی است

گر یار ما خواهی شدن ، شوریده و شیدا بیا

 

در کار ما پروایی از طعن بداندیشان مکن

پروانه گو در محفل این شمع ، بی پروا بیا

 

دنیا و مافیها اگر نااهلت ارزانی کند

با سرگرانی بگذر از دنیا و مافیها بیا

 

کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دون

اینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا

 

راه خرابات است این بی پا شدی با سر برو

یعنی گرفته شعله ی شوقت به سر تا پا بیا

 

گر شهریاری خواهی و اقلیم جان ، از خاکیان

چون قاف دامن بازچین زیر پر عنقا بیا

 



نوشته شده در : دوشنبه 27 بهمن 1393  توسط : سامان .    نظرات() .

دریا
چهارشنبه 6 اسفند 1393 11:28 ب.ظ
سپاس ب خاطر حضور زیباتون
دریا
یکشنبه 3 اسفند 1393 10:59 ب.ظ
سلام
بسیار زیبا...

کلا شعرای شهریار سوز خاصی داره. یه حس عجیبی درش هست. تمام شعرای شهریار. بدون استثنا.
حتی شعرای حیدر بابایه سلام که به ترکی هست. من ترک زبان نیستم. ترکی هم بلد نیستم. ولی سوز شعر رو درک میکنم. چون نه عمیقه. نفوذ میکنه تو وجود آدم. خوندن شعرای شهریار حس خوبی به آدم میده. یه حس دلنشین

مطالب وبلاگتون رو دوست داشتم.
موفق باشید و سربلند

یا علی(ع)
پاسخ سامان : ممنون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر