تبلیغات
خداحافظی طولانی - چرا اسنایپر آمریکایی را دوست ندارم؟!

امروز:

چرا اسنایپر آمریکایی را دوست ندارم؟!

همه میدونیم که تو بحث نقد فیلم و کتاب و کلا توی هنر معیار کلی و کاملی وجود نداره. یعنی شاید هنر تنها رشته ای هستش که سلیقه ی من نوعی مهمترین چیزه. این جمله رو گفتم تا برسم به این که من توی سینما یه معیار کلی اولیه دارم تا برسم به بحث اصلی خود فیلم. به نظرم اولین چیزی که من باهاش رو به رو میشم اینه که آیا هنرمند راست میگه یا دروغ؟ 
این همون مشکلیه که با "اسنایپر آمریکایی" و " کاپیتان فیلیپس" و ... دارم! وقتی کارگردان تا این حد جبهه گیری می کنه که همه بدند غیر از ما آمریکایی ها یا مثلا اون جمله ای که کریس کایل تو اسنایپر آمریکایی میگه: "چون آمریکا بهترین کشور دنیاست پس ما باید ازش محافظت کنیم" چیزی نیست جر انعکاس حرف های یه آدمکش روانی بی رحم و این در شان یه کارگردان نیست که همون حرفهارو بیان کنه. حرفهایی که شاید نفهم ترین لات های شهر ما هم قبولش نداشته باشند!!
کارگردانی که این طوریحرف می زنه شایسته ی احترام نیست. چه فرقی وجود داره بین چیزایی که جمال شورجه می سازه با فیلمهای این جوری جز برتری تکنیکی سینمای آمریکا؟! به خاطر همینه که وقتی حباب الکی خوب بودن دور بعضی فیلم ها بترکه فیلم خیلی زود فراموش می شه.
اولش گفتم که هیچ معیاری واسه هنر وجود نداره. الان که کمی فکر می کنم به نظرم اتفاقا یه معیار خوب وجود داره و اون هم گذر زمانه. هر وقت فیلمی بعد 20 سال بتونه به طراوت روز اولش باقی بمونه ارزش اش اثبات میشه!


نوشته شده در : پنجشنبه 25 دی 1393  توسط : سامان .    نظرات() .

حمید
شنبه 27 تیر 1394 12:18 ب.ظ
مطالب وبلاگت قشنگه !

پاسخ سامان : مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر