تبلیغات
خداحافظی طولانی - میخوام باهات بشینم تو اتوبوس تا شمال حرف نزنم!

امروز:

میخوام باهات بشینم تو اتوبوس تا شمال حرف نزنم!

بالاخره از فیس بوک دل کندم و بعد مدت های مدید اومدم اینجا!
تا این کنکور تخمی ارشد یه ماه مونده و حال و حوصله ای نمونده!
من همیشه با این قضیه ی انتخاب دوست مشکل داشتم. به نظرم آدم حتا دوستشو هم خودش انتخاب نمی کنه! اینا همش جبر زمانه است!
مثال ساده اش اینه که مثلا من هر روز تو کتاب خونه با آدمهای مختلفی برخورد دارم و دور آ دور میشناسمشون. مثلا میدونم فلانی برق میخونه و فلانی مکانیک. بعضی وقت ها با خودم میگم خب اگه من هم به جای عمران برق میخوندم میتونستم باهاش دوس شم و مثلا "علی دال" رو دیگه نمیشناختم.

نمیدونم چرا احساس خوبی دارم. این جا نوشتن رو دوس دارم!


نوشته شده در : دوشنبه 15 دی 1393  توسط : سامان .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر