تبلیغات
خداحافظی طولانی - یه روز خوب میاد

امروز:

یه روز خوب میاد

همه ی ما به عدالت نیاز داریم و قبول داریم که هیچ چیز کامل نیست. بعضی ها فکر می کنند که انتخابات و این حرف ها شعاری بیش نیست و یه جورایی همیشه توهم توطئه ای پارانویایی چیزی دارند. هر وقت هم پای حرفهاشون میشینی چنان دنیا را از پا درمیارند که لب و لوچه ات یه ماه آویزون میشه. نمی خوام شعار بدم ولی ما تا حالا به عنوان یه انسان (نه چیز دیگه ای) کاری انجام دادیم که انتظار داریم مملکتمون گل و بلبل باشه؟  نه تو را خدا یه بار کلاهتون را قاضی کنید. فکر می کنیم کشورهای دیگه با اجی مجی لا ترجی به این جا رسیدند. ارجاع میدم به "سنگفرش هر خیابان از طلاست" که فکر کنم نویسنده اش و کتابش به اندازه ای که تو ایران شناخته شده اس تو خود کره شناخته نیست. ببینید چه جوری کار می کرده چی کارا می کرده!!  ما همین جور مثل ابلوموف رو تختمون دراز کشیدیم و هی حکم صادر می کنیم و حرف می زنیم. آخه آدم عاقل تو واسه حق و حقوقت چی کار کردی که این جوری حرف می زنی؟ می ترسی بگیرنت؟ خب بگیرنت. واسه چیزی که دل خواهته دو روز هم برو بازداشت گاه. چطور واسه این که با دوس دخترت بری قلیون بکشی حاضری هر جور گشت ارشاد و بابا و ماما و شرع و عرف و مثل بولدوزر له کنی و بری ولی واسه چیزی که حتا از هوا هم واجب تره قدم بر نمی داری و هی حرف مفت و حرف مفت و حرف مفت. اگه واقعن چیزی رو می خوای از ته دل می خوای خب واسش بمیر!
ما هممون دچار یه سندروم هستیم که دوست داریم هی بشینیم تو تاکسی و از همه چیز بنالیم و بنالیم و بنالیم و موقع کار مثل بنی اسرائیل که به موسا گفتند: تو و خدا برید بجنگین ما حوصله شو نداریم!!!!  باشیم.
 تا یادم نرفته بگم که هر انقلابی حکومتی سلسله ای یه دوران گذار داره که باید بگذره باید نسل ها عوض بشن. من و شما بریم تا پادشاهی از بین بره باید مجلس به توپ بسته شه تا بالاخره ما هم مجلس داشته باشیم. ولی ما دهنمون را باز کردیم و منتظریم همه چی آماده بریزه تو دهنمون. حتا به اندازه ی اون کسی که میره و می گه که با این نوع حکومت تون با وال استریت دارین ما رو بی چاره تر از قبل می کنین هم عرضه نداریم.
بالاخره این روزها هم می گذره و روسیاهی می مونه با اونایی که فقط می نالیدند. بالاخره یه روز خوب میاد فقط باید تا اون روز صبر کنیم و تو آرامش کامل حرف بزنیم بحث کنیم عمل انجام بدیم و ... بمیریم  باید شهید بدیم و ظلم رو از پا دربیاریم تا بفهمیم خوبی چه لذتی داره.
 من که یه نفس عمیق تو هوای آزادی را به هزار سال زندگی تو هوای ظلم ترجیح می دهم. شما هم حتمن همین طوری!!!
 

شعر پرویز ناتل خانلری همونی که عقاب و زاغ با هم حرف می زنند را حتما یه بار بخونید. جان من بخونید!!





نوشته شده در : یکشنبه 2 تیر 1392  توسط : سامان .    نظرات() .

Yashar
دوشنبه 3 تیر 1392 12:58 ب.ظ
"قصه شهر سنگستان" هم خیلی مناسب این مطلبه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر