تبلیغات
خداحافظی طولانی - رابطه من با دیوید فینچر

امروز:

رابطه من با دیوید فینچر

پیش درآمد:
نوشتن این مطلب زیاد موجه نیست ولی یه جورایی مربوط به دغدغه ای هست که مدت مدیدیه که تو ذهنمه. یک از مطالب دیگه ای که دوست دارم بنویسم در مورد pink floyd هست که هنوز جراتش را ندارم! ولی این موضوع بالاخره باید روشن بشه! دلیلش شاید به دیدن یه کلیپ از فیلم بازی توی شبکه ی نمایش به همراه موسیقی متن عالی هاوارد شور بوده است!
من وقتی تازه داشتم به تماشای فیلم ها براساس ارزش هنری شون رو می آوردمدر مورد فنیچر احساسی شبیه به نولان داشتم! یه نابغه که می تونه فیلم های خفن بسازه! با این که seven را زیاد دوست نداشتم ولی از دیدن سیاهی فضا و بازی بازی گر ها و صحنه ی بی نظیر تسلیم شدن کوین اسپیسی لذت می بردم. حتا وقتی فیلم game را که انصافا جزو اون فیلم هایی هست که با این که فوق العاده اند ولی هیچ وقت  جدی گرفته نشدند می دیدم در پوست خویش نمی گنجیدم. اگه بخوایم بازی را با shawshenk redemption که تازگی ها 9.3 شده و تو آی ام دی بی بی رقیبه مقایسه کنیم می فهمیم که بازی یه فیلم طوفانی تا 5 دقیقه ی آخره و اون پنج دقیقه ی آخر هم واسه این که فیلم تبدیل به زهر مار نشه اون طوری شده ولی رستگاری در شاوشنک تا 15 دقیقه ی آخرش انصافا هیچ چی نداره جز یک مشت حرف های شعاری و داستان معمولی و خسته کننده!...
بعدها از دیدن شاه کاری مثل fight club به خودم لرزیدم و تعجب کردم که چه طور میشه یه رمان را اینقدر زیبا فیلم کرد و وقتی که حقش تو اسکار خورده می شد هزاران بار با بقیه ی دوستان در مورد این حق خوری عظیم تاریخ اسکار حرف می زدیم  و گله می کردیم
ولی وقتی فیلم های دهه ی 2000 شروع میشه غم هامون هم زیاد میشه! پانیک روم ضعیف با زودیاک نسبتا خوب و بنجامین باتن نا امید کننده و شبکه ی اجتماعی خوب ولی مقطعی و بدون ماندگاری و بعدش یه باز سازی مزخرف از دختری با... که حتا دوس ندارم اسمشو کامل بگم!  کارگردانی که سبک فیلم سازیش فوق العاده است و خودش یه پا خلاقیت محض چرا باید فیلم بقیه را باز سازی کنه؟؟
فنیچر با آفریدن یه فضای خاص (بیش تر رعب و وحشت و سیاهی)توی هر فیلمش جون آدم را به لبش می رسونه این فضا حتا توی فیلم های ضعیفش هم وجود داره. تنها 2 فیلمی که حتا ساخته شدنش هم نباید توسط فنیچر قبول میشد بنجامین و دختری با بودند. که اصلا داستان هاشون باعث ایجاد اون فضا نمی شدند و اگر هم می شدند الکن بودند.
در ضمن یه نکته ی عمومی در مورد داستان هاش وجود داره و اون اینه که پایان بندی هاش فوق العاده اند و مخصوص به خود کارگردان!!! 
پایان دیوانه کننده ی هفت
پایان آرامش بخش بازی بعد از اون همه بازی
پایان جنون آمیز فایت کلاب
و پایان زودیاک بعد از 2 ساعت و نیم فیلم !!!!

امید واریم دیوید داداش به روز های اوج خودش برگرده و ما را هم به روز های اوج مون برگردونه که حتا خندیدن هامون هم شبیه تایلر دردن بود. چه برسه به مدل موها و راه رفتن ها و لباس پوشیدن ها و ...    روزهایی که همه مون می خواستیم که یه تایلر واقعی باشیم!!!


نوشته شده در : چهارشنبه 7 فروردین 1392  توسط : سامان .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر