تبلیغات
خداحافظی طولانی - ای کاش نمایش گاه مطبوعات نمی رفتید! یا دیگه همشهری جوان نمی خونم!!! (عکس العملی به شماره ی 400)

امروز:

ای کاش نمایش گاه مطبوعات نمی رفتید! یا دیگه همشهری جوان نمی خونم!!! (عکس العملی به شماره ی 400)

من اعتراف می کنم که نزدیک 5 ساله که دارم همشهری حوان می خونم و در این مدت رابطه ی پر فراز و نشیبی را با این مجله طی کردم!
اوایل که خیلی حال می داد چون تا حالا مجله ای با این درجه صمیمیت نخونده بودم! تا قبل از اون نمی دونستم که غیر از من کس دیگه ای هم وجود داره که بار هستی را خونده و هنوز زنده ست! ولی وقتی مجله را خوندم دیدم که خیلی ها مثل من هستند و دارند زندگی می کنند و دغدغه هاشون و دردهاشون را حس می کردم و این برای من خوشایند بود!
بعد ها مجله تغییر کرد با این که دیگه رویداد نخوندم ولی کافه ی تازه وارد و روزها را دوست داشتم و باهاشون زندگی می کردم!
بعد یه مدت دیگه مجله در من طنینی ایجاد نکرد یعنی فقط به خاطر یکی دو تا نویسنده مطلب می خوندم! دغدغه ها یه جوری از بین رفتند. برای کسایی که سبکی تحمل ناپذیرهستی را با گوشت و خون خودشون لمس و تحمل می کردند دیگه این حرف ها فقط یه مشت جک بی معنی واسه خندیدن بود. و من هم چندان راغب نبودم به خواندنش و فقط به خاطر این که اطلاعات عمومیم بالا بره می خریدمش (یعنی مثل هر مجله ی دیگه! فاجعه نیست؟) ولی این شماره ی 400 یه جورایی رو اعصابم بود. همه یادداشت هایی دم دستی و از سر بی کاری (و یا شاید با کاری!) نوشته بودند و نصف بیشترشون شماره ی 400 را تبریک گفته و از سختی های راه نالیده بودند! و در یک اقدام مسخره عکس بچه هاشون را گذاشته بودند! (یعنی این موج نوی روزنامه نگاری هم معمولی شده؟ یا از خیلی وقت پیش این جوری شده و ما بی خبریم؟؟) جز چند تا یادداشت خوب که مثل همیشه احسان عمادی اون جا بود و بقیه زیاد مهم نبودند!
نمی خوام بگم مدعی چیزی هستم ولی این جور مجله با رفتار هایی که دلی نیستند نچسب تر از آن هستند که آدمی مثل من را راضی نگه دارند. من واسه چیز دیگه ای اومده بودم. با خوشه های یاس آمده بودم! ای کاش نمایش گاه مطبوعات نمی رفتید! قبل اون راحت تر باهاتون کنار می اومدم! آدم (مجله) چقدر می تونه خنثا باشه آخه خدایا!
ولی مهم نیست این دفعه برای همیشه با همشهری جوان وداع می کنم و شماره ی 400 را طی اقدامی انتحاری آتش می زنم (چهارشنبه سوری هم که نزدیکه!) تا این فشن شوی بی رمق بی خاصیت دست کس دیگه ای نیافته!
صبح تون بخیر و اگه ندیدم تون ظهر و شب تون هم به خیر!!!!!!!!!!!!!!!


نوشته شده در : یکشنبه 13 اسفند 1391  توسط : سامان .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر