تبلیغات
خداحافظی طولانی - خود ویران گری

امروز:

خود ویران گری

1
این که چیزی نمی نویسم ربطی به درس و مشق-که الان جز خاطره ای ازش نمونده-نداره. بل که مشکل از نویسنده است که داره به یه خود ویران گری دست می زنه. می خواد فقط خودش و خودش باشه و به خاطر خودش زندگی کنه و این موقعیت پسا دراماتیک را مدیریت کنه.
به هر حال بعد از روزی که هندزفری ام خراب شد من این مراحل را با سرعت می پیمایم و مثل این که موسیقی یه جور حائل بود بین من و زندگی. البته الان هم گوش می کنم  یه جورایی به صورت اشتراکی. به این میگن یه حرکت کمونیستی!!
البته تو این خود ویران گری اثری از موسیقی هوی متال وجود نداره. اتفاقا یکی از دلایلی که به شذت گرفتن این مرحله دامن زد آهنگ خیال خواجه امیری بود (اگه سهم من از زندگی اینه من از مردن هراسم نیست) و چیز های دیگه که شاید بهش پرداختم.
یه جور حس سرخوشانه تو من به وجود اومد که یه حس کاملا درونی هست. شاید از بیرون کمی اعتماد به نفس ام افزایش یافته باشه ولی دیگه همون آدمی که از درون له می شد نیستم.  یه جورایی حسم به زندگی شبیه تایلر دردن شده.
این را دوس دارم یه اقتدار درونی به اضافه ی یه اقتدار بیرونی که فوق العاده حالم را خوب کرده.  یه جورایی به اون نوعی که همیشه دلم می خواد و همیشه برنامه ریزی می کردم رسیدم. خیلی خیلی پیچیده است و توضیحش سخته ولی تا جایی که می تونستم بهش پرداختم!!

2
لارس فون تریه داره تبدیل میشه به کارگردان مورد علاقه ام . حتما فیلم هاش را دریابید. به خصوص اپیدمیک و ابله ها و شکستن امواج و مالیخولیا که من فوق العاده دوسشون دارم.

3
فردا امتحان خاک دارم و تو این ساعتی که الان این جا هستم اون جا خواهم بود. با این که دانش گاه قبلنا حالم را خیلی به هم می زد و من احساس حقارت می کردم اون جا. ولی الان دلم خیلی دلم براشون می سوزه. با چه امید و آرزو و شور وشوقی میان و می رن و وقتی تو یه امتحان با تقلب پاس می شن اون قدر کیف می کنند که انگار جایزه ی نوبل بردند!  محدودند دیگه چی بگم؟؟

4
این کمی بی ربطه ولی تازگی ها قیافه ی همفری بوگارت یه جورایی وارد ذهنم شده و بیرون نمی آد! دلم می خواد مثل اون باشم با صلابت و پرشکوه که تو بد ترین موقعیت ها سیگاری میگذاره روی لبش و آروم آروم می کشه. یه جور حس جاودانگی تو اسم و تصویرش وجود داره که باعث میشه دوسش داشته باشم.

5
این هم قرار نبود باشه ولی حالا که شروع کردم می نویسم:
در میان ابرهای روح الله حجازی(فیلم اولشه فکر کنم) یه مزخرف به تمام معنا بود.



نوشته شده در : دوشنبه 25 دی 1391  توسط : سامان .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر