تبلیغات
خداحافظی طولانی - از نسل عاشقان

امروز:

از نسل عاشقان

من 100% از نسل عاشقان هستم. حتا اگه مادر موقع زایمان حواسش نبود و یا حتا اکه آقای دکتر توی یک شب معمولی تابستونی توی 22 شهریور و در ساعت 10 شب با عمل سزارین (رستم زاد خودمون!) یه بچه ی معمولی که شاید پنجمین بچه ای بود که توی شبی که 8 تا بچه به دنیا آورده بود به این دنیای نیمش ننگ نیمش نام آورد هم به این عمل واقف نبود. اما برای من 22 شهریور روزی بود که دریچه ی دنیا -که پر از عاشقی هست- به روی من باز شد و چون ما از نسل عاشقان بودیم هنگام به دنیا اومدن من فال حافظ گرفتند و جلوی روم خوندند و من تاثیرش را سال ها سال بعد فهمیدم وقتی که دیدم مثل بعضی ها که اس مس با مانع می فرستند من هم حافظ با مانع می زنم!!
حالا هم روزگارم بد نیست گرچه باید از یک عاشق انتظار بیشتری داشت ولی چه میشه کرد من وقتی می شکفم که ره توشه بردارم قدم در راه بگذارم و بروم به جایی که خورشید غروب ماه زند بر پرده ی شب گیر شان تصویر.  جالبه اخوان این کلمه ی تر دامان را حافظ برداشته!!!
ولی خیلی دوس دارم برم آفریقا- به سوی سرزمین هایی که در آن هر چه بینی بکر و دوشیزه است- و بعدش یه سفرنامه بنویسم در موردش. در ضمن یه چند تا فیلم می سازم و توش فقط ارجاع می دم مثل استادم ژان-لوک کبیر.
و بعدش برم به طرف دنیای مردگان چون یه عاشق از دنیا چیز بیشتری نمی خواد چون دنیا به یه عاشق نیاز داره نه بالعکس - از وقتی که فهمید: چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آب یاری کردن باغی کز آن گل کاغذین روید؟-   و مشکل اینه که همیشه بعد از مردن هست که همه ارزش عاشقان را می فهمند.
بعد از آن...
و ما بر بی کران سبز مخمل گونه ی دریا می اندازیم زورق های خود را چون گل بادام  و مرغان سپید بادبان ها را می آموزیم که باد شرطه را آغوش بگشایند و می رانیم گاهی تند گاه آرام
بیا ای خسته خاطر دوست ای مانند من دل کنده و غم گین من این جا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه بر داریم قدم در راه بگذاریم...


نوشته شده در : شنبه 16 دی 1391  توسط : سامان .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر