تبلیغات
خداحافظی طولانی - زندگی با چشمان بسته

امروز:

زندگی با چشمان بسته

توی تاکسی نشسته ام و  دنیای بی کرانه ی موسیقی گوشم را به عاریت گرفته است! از صندلی پشت راننده به دنیای بیرون نگاه می کنم و نور خورشید را زیبا و دل فریب می بینم. کمی به تعادل رسیده ام چشمانم را می بندم و آرامش درون وجودم رخنه می کند. این احساس خیلی ناب است. از تاکسی پیاده می شوم و تمرین می کنم! چشمانم را می بندم و راه می روم. با ترس راه می روم و این طبیعی است ولی ایمان دارم که روزی می توانم بدون چشمانم زندگی کنم عاشق شوم و آسوده خاطر و در زیر نور خورشید بمیرم!  دیگر به زندگی بدبین نیستم و به خوبی ها ایمان دارم حتا اگه بدی ها من را از پا در بیاورند باز هم چشمانم را باز نمی کنم! به جایی رسیدم که فقط با احساسات درونی خودم می توانم به زندگی ادامه بدهم و این زیباست. بعد از این من زندگی را درگیر خودم می کنم و به پیش می روم. برای همه چیز وقت هست و من می توانم...

من می توانم
آن نگاه بسته ی عشق را
بگشایم و
به فرشته ی نا جوان مرد عدالت
سلام بدهم
بی آن که کلامی بگویم!

پ.ن: عشق و دیگر هیچ!!!


نوشته شده در : شنبه 2 دی 1391  توسط : سامان .    نظرات() .

http://click-pul.mihanblog.com/post/5
یکشنبه 11 تیر 1396 10:06 ق.ظ
Very nice post. I definitely love this site. Continue the good work!
yashar
دوشنبه 4 دی 1391 03:20 ب.ظ
وقتی اینطور مینویسی من هم عاشق میشم

گسترش بده وبلاگ رو حیف است اینقدر خواننده ها کم باشند
پاسخ سامان : چشم آقامون شما امر بفرما ما اطاعت می کنیم.
ان شا الله بعد 200 پست!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر